خرید بک لینک
خون خدا هدف گلوله اي قرار گرفت که با شمشير برنده ي كينه گلويش را بريدند و خواهري كه به سوي او با چادر سياه خاكي افتان و خيزان گريه كنان مي آيد. *چشمان سياه* نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 13:20

کجایی

تن بی جان مرا

یک خبر از تو

زنده می کند.

کجایی

ای دم مسیحایی من!؟

*چشمان سیاه*

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

image

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 13:20

من

آن توام

مرا به من باز مده ...

*مولانا*

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 13:20

وقتي دلگيري زمين و زمان كوچك مي شود در برابر قدمهايتآسمان پايين مي آيد و نفس تنگ مي شود براي زندگي..بعد رفتن تونه شوق ديداري هست نه دلگرمي وشيرينيمن و ماندم و خاطرات توكه هر روز مرور مي كنمتا كي اين جان خسته را قرباني خودش كند.... *چشمان سياه* نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 13:20

او که محبوب دلم هست و برایش نگرانم

من سپردم به تو از

ناز و نیاز دگران....

*چشمان سیاه*

نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: محبوب, نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 16:12

دلتنگي

مرا سوي قاب عکسی که مقابل چشمانم نصب کردی

مي كشاند ،

به یادگار زیر آن نوشته ای:

"به زودی می آیم..."

*چشمان سیاه*

نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 16:12

کاش می شد

روبه روی نگاه معصومت بنشینم

و

شرح دهم

هوای گرفته ی

دل بی قرارم ....

*چشمان سیاه*

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

اشک چشم نم نم و آهسته مژگان را کنار می زند و به روی گونه ی تب دار می افتد. دلم می سوزد برای چشمانم می خواهد کسی نفهمد منتظر دیدار یار است، ولی هر قطره اشکم را لب های سرخ ترک خورده می بوسد. *چشمان سیاه* نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: چشمانم, نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

من و تنهایی تو

هر شب تا ستاره ها بالا می رویم

کنار سایه ی ماه می نشینیم

و

به پریشانی دل تو

چنگ می زنیم...

*چشمان سیاه*

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: تنهایی, نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

سطر به سطر از تو می نویسم

انگار غیر از دل

تمام قلم و دفترم

تو را صدا می زنند...

*چشمان سیاه*

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: نویسم, نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

ابر می بارد و .... ابر می بارد و من می شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا ... ... می دهم جان مرو از من، وگرت باور نیست پیش ازان خواهی، بستان و نگهدار جدا *امیرخسرو دهلوی * نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

بند دلم

بند دلم

به تاب زلفت گره خورده است،

پریشانش مکن.

*چشمان سیاه*

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

image

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

دیگران را اگر ازما خبری نیست،
چه باک؟

نازنینا!
تو چرا بی خبر از ما شده ای؟

*شهریار*

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

پرواز

دلم پرواز می خواهد

به آسمانی که

تو

ماه آن باشی ...

*چشمان سیاه*

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

image

برچسب: پرواز, نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شادالهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار تو الهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویم الهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندارم .الهی ظاهری داریم بس شوریده و باطنی داریم بخواب غفلت آلوده و دیده ای پر آب گاهی در آتش می سوز

برچسب: نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

Image result for u202bچمدان وتنهاییu202c

تنهایی ام را

با چمدان های پر از خاطره قسمت کردم

و کنج یکی از این خاطرات

زانوی غم بغل کردم

برای رفتن های بی بازگشت تو....

*چشمان سیاه*

نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط چشمان سیاه|

برچسب: چمدان, نویسنده: آوا کاشانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 19:53

صفحه بندی